تشکلهای اجتماعی یکی از پایههای شکلگیری جامعه مدنی هستند؛ اما تشکل اجتماعی دقیقاً چیست و چه نقشی در زندگی جامعه دارد؟ چرا افراد برای پیگیری یک مسئله یا هدف مشترک، به سازمانیابی و همکاری نیاز دارند؟
جامعه فقط از افراد تشکیل نشده است؛ بلکه مجموعهای از روابط، شبکهها و نهادهایی است که افراد را به یکدیگر پیوند میدهد. خانواده، مدرسه، محیط کار، نهادهای رسمی و البته تشکلهای اجتماعی، هرکدام بخشی از این شبکه را شکل میدهند.
در میان این نهادها، تشکلهای اجتماعی فرصتی برای تبدیل دغدغههای فردی به کنش جمعی فراهم میکنند. افراد در یک تشکل میتوانند تجربهها و تواناییهای خود را کنار هم بگذارند، درباره مسائل مشترک گفتوگو کنند و برای ایجاد تغییر اقدام کنند.
پژوهشهای دانشگاهی نیز نشان میدهند که سازمانها و انجمنهای جامعه مدنی میتوانند در تسهیل کنش جمعی، شکلگیری سرمایه اجتماعی و تقویت مشارکت شهروندان نقش داشته باشند.
تشکل اجتماعی چیست؟
تشکل اجتماعی را میتوان گروهی از افراد دانست که بهصورت داوطلبانه و سازمانیافته، حول یک هدف، مسئله یا منفعت مشترک با یکدیگر همکاری میکنند.
این تعریف، طیف گستردهای از گروهها را دربرمیگیرد؛ از انجمنهای محلی و گروههای داوطلبانه گرفته تا سازمانهای مردمنهاد، انجمنهای حرفهای و صنفی، گروههای محیطزیستی، فرهنگی، اجتماعی و خیریهها.
آنچه این گروهها را به یک «تشکل» تبدیل میکند، صرفاً کنار هم قرار گرفتن افراد نیست؛ بلکه وجود هدف مشترک، همکاری، تداوم و نوعی سازمانیافتگی است.
برای مثال، ممکن است چند نفر به وضعیت محیط زیست یک منطقه علاقهمند باشند. اگر این افراد فقط درباره موضوع با یکدیگر صحبت کنند، یک جمع علاقهمند شکل گرفته است؛ اما اگر برای پیگیری مسئله، مسئولیتها را تقسیم کنند، برنامه داشته باشند و بهصورت مستمر فعالیت کنند، میتوان از یک فعالیت تشکیلاتی سخن گفت.
از دغدغه فردی تا مسئله اجتماعی
بسیاری از تغییرات اجتماعی از یک دغدغه فردی آغاز میشوند.
ممکن است یک نفر نسبت به وضعیت کودکان کار، آلودگی هوا، دسترسی افراد دارای معلولیت، مسائل یک محله یا وضعیت سالمندان نگران باشد. اما یک دغدغه فردی، بهتنهایی معمولاً قدرت محدودی برای ایجاد تغییر دارد.
تشکل اجتماعی امکان تبدیل این دغدغه فردی به یک مسئله جمعی را فراهم میکند.
وقتی افراد دارای دغدغه مشابه یکدیگر را پیدا میکنند، میتوانند تجربهها و اطلاعات خود را به اشتراک بگذارند، مسئله را دقیقتر بشناسند، راهحلهای مختلف را بررسی کنند و برای رسیدن به یک هدف مشترک اقدام کنند.
در واقع، یکی از مهمترین کارکردهای تشکل، تبدیل «من» به «ما» است.
چرا جامعه به تشکلها نیاز دارد؟
هیچ جامعهای نمیتواند همه مسائل خود را فقط از طریق افراد منفرد یا نهادهای رسمی حل کند.
مسائل اجتماعی معمولاً پیچیدهاند و برای مواجهه با آنها به دانش، تجربه، منابع و همکاری افراد مختلف نیاز است. تشکلها یکی از فضاهایی هستند که امکان چنین همکاریای را ایجاد میکنند.
پژوهشهای مربوط به جامعه مدنی و سرمایه اجتماعی نیز بر همین موضوع تأکید دارند. مایکل وولکاک در پژوهشی که در The Oxford Handbook of Civil Society منتشر شده، نقش سازمانهای جامعه مدنی را در تسهیل کنش جمعی، توسعه اقتصادی و حکمرانی بررسی میکند.
بنابراین، اهمیت تشکلها فقط در خدماتی که ارائه میکنند خلاصه نمیشود؛ بلکه خودِ فرآیند همکاری و سازمانیابی نیز برای جامعه ارزشمند است.
تشکلها چگونه سرمایه اجتماعی ایجاد میکنند؟
یکی از مفاهیم مهم در مطالعات مربوط به تشکلها، سرمایه اجتماعی است.
سرمایه اجتماعی به شبکههای ارتباطی، اعتماد و هنجارهایی اشاره دارد که همکاری میان افراد را آسانتر میکنند.
تشکلها میتوانند افراد را در موقعیتی قرار دهند که با دیگران ارتباط برقرار کنند، مسئولیت مشترک بپذیرند و تجربه همکاری جمعی به دست آورند.
مطالعهای از داگ وولبیک و پر سله درباره انجمنهای داوطلبانه نشان داد افرادی که عضو انجمنها هستند، در شاخصهای مختلف سرمایه اجتماعی وضعیت متفاوتی نسبت به افراد خارج از این انجمنها دارند. این پژوهش همچنین نشان داد که عضویت در چند انجمن با اهداف متفاوت میتواند با سرمایه اجتماعی بیشتری همراه باشد.
این یافته یک نکته مهم را نشان میدهد: تشکلها فقط برای اجرای پروژههای اجتماعی نیستند؛ آنها میتوانند بستری برای شکلگیری ارتباط و اعتماد میان افراد نیز باشند.
تشکل، مدرسه مشارکت اجتماعی است
یکی دیگر از کارکردهای مهم تشکلها، فراهم کردن فرصت برای تمرین مشارکت است.
در یک تشکل، افراد ممکن است در جلسات شرکت کنند، درباره یک مسئله تصمیم بگیرند، مسئولیتی را بر عهده بگیرند، با نظر مخالف مواجه شوند، مذاکره کنند یا برای یک هدف مشترک برنامهریزی کنند.
این تجربهها مهارتهایی هستند که برای زندگی اجتماعی اهمیت دارند.
به همین دلیل، در ادبیات جامعه مدنی، انجمنهای داوطلبانه گاهی بهعنوان فضاهایی برای تمرین مشارکت و شهروندی مورد توجه قرار گرفتهاند. با این حال، پژوهشهای تجربی نشان میدهند که رابطه میان عضویت در انجمنها و مشارکت مدنی یا سیاسی همیشه ساده و مستقیم نیست و به نوع و کیفیت مشارکت نیز بستگی دارد.
پس نمیتوان گفت صرفِ عضویت در یک تشکل، فرد را به شهروندی مشارکتجو تبدیل میکند؛ بلکه کیفیت تجربه مشارکت در تشکل اهمیت دارد.
تشکلها صدای گروههای مختلف جامعهاند
همه افراد و گروههای اجتماعی امکان یکسانی برای شنیدهشدن ندارند.
گاهی یک مسئله اجتماعی برای گروهی از مردم بسیار مهم است، اما در فضای عمومی کمتر دیده میشود. تشکلها میتوانند به انتقال این تجربهها و دغدغهها به فضای عمومی کمک کنند.
یک تشکل میتواند:
-
درباره یک مسئله اجتماعی تحقیق کند؛
-
تجربههای افراد را جمعآوری کند؛
-
آگاهی عمومی ایجاد کند؛
-
با نهادهای مختلف گفتوگو کند؛
-
پیشنهادهایی برای حل مسئله ارائه دهد؛
-
و در صورت لزوم، مطالبه اجتماعی مشخصی را پیگیری کند.
از این منظر، تشکلها یکی از مسیرهای ارتباط میان شهروندان، جامعه و نهادهای تصمیمگیر هستند.
پژوهشهای جدید درباره سازمانهای جامعه مدنی نیز بر نقش برخی از این سازمانها در نمایندگی منافع و فعالیتهای مطالبهگرانه تأکید کردهاند؛ البته این نقش به ساختار، منابع و نوع فعالیت هر سازمان بستگی دارد.
تشکل اجتماعی با خیریه یکی نیست
یکی از برداشتهای رایج درباره فعالیت اجتماعی این است که آن را صرفاً با کمک مالی یا خیریه برابر بدانیم.
در حالی که خیریه تنها یکی از شکلهای فعالیت اجتماعی است.
یک انجمن محیطزیستی ممکن است برای حفاظت از یک زیستبوم فعالیت کند. یک انجمن صنفی ممکن است مسائل حرفهای اعضای خود را پیگیری کند. یک گروه محلی ممکن است برای بهبود شرایط یک محله تلاش کند و یک سازمان مردمنهاد ممکن است در زمینه آموزش، حقوق اجتماعی، کودکان، سالمندان یا محیط زیست فعالیت داشته باشد.
بنابراین، جامعه مدنی فقط زمانی فعال نیست که پولی برای کمک به کسی جمعآوری شود.
آگاهیرسانی، داوطلبی، آموزش، پژوهش، شبکهسازی، گفتوگو، مطالبهگری و حل مسئله جمعی نیز بخشی از فعالیت اجتماعی هستند.
آیا هر تشکلی الزاماً برای جامعه مفید است؟
وجود تشکل بهتنهایی کافی نیست.
تشکلها میتوانند اعتماد و همکاری ایجاد کنند، اما اگر ساختار آنها بسته، غیرشفاف یا排کننده باشد، ممکن است نتیجه متفاوتی داشته باشند.
مطالعات مربوط به سرمایه اجتماعی نیز نشان دادهاند که شبکهها و روابط اجتماعی همیشه پیامدهای مثبت ندارند و در برخی شرایط میتوانند به حذف دیگران یا ایجاد گروههای بسته منجر شوند. به همین دلیل، کیفیت روابط و ساختار تشکل اهمیت زیادی دارد.
بنابراین، یک تشکل اجتماعی سالم باید تا حد امکان بر اصولی مانند:
مشارکت، شفافیت، پاسخگویی، گفتوگو، احترام به تفاوتها و مسئولیتپذیری
استوار باشد.
در چنین شرایطی، تشکل نهتنها برای اعضای خود، بلکه برای جامعه نیز ارزش اجتماعی ایجاد میکند.
تشکلها در زمان بحران چه نقشی دارند؟
اهمیت شبکههای اجتماعی و تشکلها در شرایط بحران بیشتر نمایان میشود.
در بحرانهای طبیعی، اجتماعی یا اقتصادی، افراد و گروههایی که پیش از بحران تجربه همکاری داشتهاند، معمولاً امکان بیشتری برای هماهنگی و اقدام جمعی دارند.
امروزه علاوه بر تشکلهای رسمی، شبکههای داوطلبانه و گروههای خودسازمانیافته نیز میتوانند در چنین شرایطی نقش داشته باشند. پژوهشهای دانشگاهی درباره شبکههای داوطلبانه دیجیتال نیز نشان دادهاند که فناوریهای ارتباطی میتوانند فرصتهای جدیدی برای سازماندهی کنش جمعی و شکلگیری ابتکارهای همبستگی ایجاد کنند.
این موضوع نشان میدهد که تشکل اجتماعی لزوماً به یک ساختمان، دفتر یا ساختار اداری بزرگ محدود نمیشود؛ آنچه اهمیت دارد، توانایی افراد برای سازمانیافتن حول یک هدف مشترک است.
جامعه بدون تشکل چه چیزی را از دست میدهد؟
تصور کنیم هر فردی مسئلهای دارد، اما هیچ راهی برای پیدا کردن دیگرانِ دارای همان مسئله وجود ندارد.
در چنین شرایطی، بسیاری از مشکلات در سطح تجربههای فردی باقی میمانند.
اما تشکل میتواند این مسیر را تغییر دهد:
تجربه فردی → گفتوگو → مسئله مشترک → سازمانیابی → کنش جمعی → تغییر اجتماعی
این فرآیند همیشه سریع یا ساده نیست و هیچ تشکلی بهتنهایی نمیتواند یک مسئله پیچیده اجتماعی را حل کند. اما امکان سازمانیابی، ظرفیت جامعه برای مواجهه با مسائل را افزایش میدهد.
از همین رو، تشکلهای اجتماعی را میتوان بخشی از زیرساخت جامعه مدنی دانست.
تشکل قوی، جامعه توانمندتر
جامعهای که در آن افراد بتوانند آزادانه حول مسائل و علایق مشترک گرد هم بیایند، از ظرفیت بیشتری برای گفتوگو، همکاری و حل مسئله برخوردار است.
البته تشکلها جایگزین دولت، خانواده یا بخش خصوصی نیستند. نقش آنها متفاوت است: ایجاد فضای سازمانیافته برای مشارکت شهروندان و پیوند دادن افراد حول مسائل و اهداف مشترک.
به همین دلیل، حمایت از تشکلهای اجتماعی فقط حمایت از چند سازمان یا گروه نیست؛ بلکه به معنای تقویت ظرفیت جامعه برای گفتوگو و همکاری است.
در نهایت؛ چرا تشکل اجتماعی مهم است؟
تشکل اجتماعی از جایی اهمیت پیدا میکند که یک فرد بهتنهایی دیگر کافی نیست.
وقتی افراد برای یک مسئله مشترک کنار هم قرار میگیرند، تجربهها و تواناییهای خود را به اشتراک میگذارند و برای رسیدن به هدفی مشترک اقدام میکنند، جامعه از مجموعهای از افراد منفرد به شبکهای از شهروندان فعال تبدیل میشود.
تشکلها میتوانند سرمایه اجتماعی ایجاد کنند، فرصت مشارکت فراهم کنند، مسائل کمتر دیدهشده را به فضای عمومی بیاورند و ظرفیت جامعه برای کنش جمعی را افزایش دهند. پژوهشهای دانشگاهی نیز بخش مهمی از این کارکردها را بررسی و تأیید کردهاند، هرچند همزمان بر اهمیت کیفیت، نوع و ساختار مشارکت تأکید دارند.
جامعه مدنی بدون شهروندانی که بتوانند با یکدیگر گفتوگو و همکاری کنند، ضعیف خواهد بود؛ و تشکلهای اجتماعی یکی از مهمترین بسترهای شکلگیری همین همکاری هستند.
منابع علمی
-
Woolcock, M. (2012). Civil Society and Social Capital. The Oxford Handbook of Civil Society. Oxford University Press.
-
Wollebaek, D., & Selle, P. (2002). Does Participation in Voluntary Associations Contribute to Social Capital? The Impact of Intensity, Scope, and Type. Nonprofit and Voluntary Sector Quarterly, 31(1), 32–61.
-
Kunreuther, F. (2012). Grassroots Associations. The Oxford Handbook of Civil Society. Oxford University Press.
-
Maloney, W. A., Smith, G., & Stoker, G. (2000). Social Capital and Associational Life. Social Capital: Critical Perspectives. Oxford University Press.
-
Hooghe, M. (2003). Participation in Voluntary Associations and Value Indicators: The Effect of Current and Previous Participation Experiences. Nonprofit and Voluntary Sector Quarterly, 32(1), 47–69.
