چرا نسل جدید کمتر عضو انجمن‌ها و سازمان‌های مردم‌نهاد می‌شود؟

بازدید: 26

جوانان از فعالیت اجتماعی فاصله گرفته‌اند یا فقط دیگر نمی‌خواهند «عضو» باشند؟

اگر از مدیران انجمن‌ها و سازمان‌های مردم‌نهاد بپرسیم مهم‌ترین چالش آنها در جذب نسل جدید چیست، احتمالاً یکی از پاسخ‌ها «کاهش مشارکت جوانان» خواهد بود. اما آیا واقعاً جوانان امروز کمتر از گذشته دغدغه مسائل اجتماعی دارند؟

شواهد پژوهشی تصویر متفاوتی ارائه می‌کنند. بسیاری از جوانان همچنان درباره مسائل اجتماعی، محیط‌زیست، فقر، تبعیض، جنگ، حقوق کودکان و سایر مسائل عمومی واکنش نشان می‌دهند و در فعالیت‌های داوطلبانه و مدنی مشارکت می‌کنند؛ اما این مشارکت لزوماً در قالب عضویت رسمی در انجمن‌ها و سازمان‌های مردم‌نهاد اتفاق نمی‌افتد.

به بیان دیگر، شاید مسئله این نباشد که نسل جدید نمی‌خواهد کنشگر باشد؛ بلکه نمی‌خواهد کنشگری خود را الزاماً در قالب‌های سازمانی قدیمی تعریف کند.

همین تفاوت، یکی از مهم‌ترین پرسش‌های پیش روی جامعه مدنی امروز است:

چرا جوانان کمتر عضو سمن‌ها می‌شوند، در حالی که همچنان در بسیاری از مسائل اجتماعی فعال‌اند؟

عضویت کمتر، لزوماً به معنای مشارکت کمتر نیست

برای پاسخ به این سؤال باید میان دو مفهوم تفاوت گذاشت: عضویت سازمانی و کنشگری اجتماعی.

عضویت در یک سازمان مردم‌نهاد معمولاً با تعهدات مشخصی همراه است؛ حضور در جلسات، پذیرفتن مسئولیت، همکاری مستمر و قرار گرفتن در یک ساختار رسمی.

اما یک جوان می‌تواند بدون عضویت رسمی در هیچ سازمانی، در یک کمپین اجتماعی مشارکت کند، برای یک خیریه کمک جمع کند، محتوای آگاهی‌بخش تولید کند، در یک فعالیت داوطلبانه شرکت کند یا درباره یک مسئله عمومی اطلاع‌رسانی کند.

پژوهش Elliott و Earl درباره مشارکت جوانان نشان می‌دهد که جوانان می‌توانند سطح قابل‌توجهی از فعالیت سیاسی و مدنی داشته باشند، در حالی که درصد بسیار کمتری از آنها خود را عضو رسمی سازمان‌های سیاسی یا اجتماعی می‌دانند.

پس اگر معیار ما فقط «تعداد اعضای ثبت‌شده» باشد، ممکن است بخش مهمی از مشارکت نسل جدید را اصلاً نبینیم.

نسل جدید دنبال «مسئله» است، نه لزوماً «سازمان»

یکی از مهم‌ترین تغییرات در شیوه مشارکت اجتماعی، تغییر نقطه شروع آن است.

در مدل سنتی، فرد ابتدا یک سازمان را انتخاب می‌کند، عضو می‌شود و سپس در فعالیت‌های آن مشارکت می‌کند.

اما در مدل جدید، ممکن است مسیر برعکس باشد:

مسئله → علاقه → مشارکت → ارتباط با سازمان

برای مثال، ممکن است یک جوان به مسئله کودکان کار علاقه‌مند باشد. او ابتدا درباره این موضوع در شبکه‌های اجتماعی محتوا ببیند، در یک کمپین شرکت کند، یک روز در فعالیت داوطلبانه حضور داشته باشد و بعد، اگر تجربه مثبتی داشته باشد، ارتباط خود را با یک سازمان ادامه دهد.

این تغییر، اهمیت زیادی برای سمن‌ها دارد.

سازمانی که از مخاطب جوان انتظار دارد ابتدا فرم عضویت پر کند، اساسنامه بخواند و وارد ساختار رسمی شود، ممکن است او را در همان مرحله اول از دست بدهد.

شبکه‌های اجتماعی، رقیب سمن‌ها نیستند

یکی از توضیح‌های رایج درباره کاهش عضویت جوانان این است که «شبکه‌های اجتماعی آنها را از فعالیت واقعی دور کرده‌اند».

اما پژوهش‌ها چنین تصویر ساده‌ای ارائه نمی‌کنند.

مطالعات مختلف نشان داده‌اند که شبکه‌های اجتماعی می‌توانند به افزایش مشارکت مدنی کمک کنند و حتی به سازمان‌ها در جذب داوطلبان کمک کنند. پژوهشی که مشارکت مدنی و سیاسی را در چهار کشور بررسی کرده، نشان می‌دهد ارتباط دیجیتال با سازمان‌های مدنی می‌تواند با افزایش مشارکت داوطلبانه آنلاین و آفلاین همراه باشد.

بنابراین، مسئله شبکه اجتماعی نیست؛ نحوه استفاده سازمان از آن است.

اگر صفحه یک سمن فقط آرشیوی از مراسم، جلسات و عکس‌های مدیران باشد، احتمالاً ارتباط زیادی با تجربه روزمره جوانان برقرار نمی‌کند.

اما اگر همین صفحه بتواند یک مسئله را توضیح دهد، راه مشارکت مشخصی ارائه کند و نشان دهد مشارکت افراد چه نتیجه‌ای داشته است، می‌تواند به نقطه ورود نسل جدید به فعالیت مدنی تبدیل شود.

چرا جوانان از ساختارهای رسمی فاصله می‌گیرند؟

ساختارهای سنگین و سلسله‌مراتبی

یکی از موانع احتمالی، ساختارهایی است که مشارکت را بیش از اندازه رسمی و سلسله‌مراتبی می‌کنند.

جوانی که می‌تواند در یک شبکه اجتماعی، در چند دقیقه ایده خود را مطرح کند و با دیگران ارتباط بگیرد، ممکن است با سازمانی که برای انجام یک فعالیت ساده نیازمند چند مرحله هماهنگی و تأیید است، احساس راحتی نکند.

البته ساختار برای یک سازمان ضروری است؛ اما ساختار نباید به مانع مشارکت تبدیل شود.

تعهدهای بلندمدت

زندگی نسل جدید نیز با تغییرات بیشتری همراه است؛ تحصیل، کار، مهاجرت، مشاغل پروژه‌ای و جابه‌جایی‌های مکرر باعث می‌شود تعهد بلندمدت برای برخی جوانان دشوارتر باشد.

این موضوع به این معنا نیست که آنها حاضر به همکاری نیستند.

ممکن است یک نفر حاضر باشد در یک پروژه مشخص، چند ساعت در هفته همکاری کند؛ اما نخواهد عضو رسمی سازمان باشد.

پس شاید بهتر باشد سمن‌ها میان عضو، داوطلب، همکار پروژه‌ای و حامی تفاوت قائل شوند.

مهم‌ترین سؤال جوان: «تأثیر من چیست؟»

شاید یکی از کلیدی‌ترین عوامل در ماندگاری مشارکت، احساس اثرگذاری باشد.

جوان می‌خواهد بداند کاری که انجام می‌دهد چه تغییری ایجاد کرده است.

اگر فرد در یک کمپین مشارکت کند اما هیچ‌وقت نتیجه آن را نبیند، احتمال ادامه مشارکت کاهش پیدا می‌کند.

در مقابل، وقتی سازمان نشان می‌دهد که مشارکت افراد به یک نتیجه مشخص منجر شده، احساس تعلق و توانمندی افزایش پیدا می‌کند.

مطالعات انجام‌شده درباره مشارکت مدنی جوانان نیز بر اهمیت احساس تعلق به جامعه و توانمندی در ارتباط با مشارکت اجتماعی تأکید کرده‌اند.

بنابراین، یک سمن نباید فقط بگوید:

«ما این کار را انجام دادیم.»

بلکه باید به داوطلب بگوید:

«کاری که تو انجام دادی، این نتیجه را ایجاد کرد.»

این جمله ساده می‌تواند تفاوت بزرگی در تجربه مشارکت ایجاد کند.

آیا سمن‌ها واقعاً به جوانان قدرت تصمیم‌گیری می‌دهند؟

جذب جوانان فقط با دعوت از آنها برای همکاری اتفاق نمی‌افتد.

اگر جوانان فقط برای تولید محتوا، اجرای برنامه یا فعالیت‌های اجرایی مورد استفاده قرار بگیرند، اما در تصمیم‌گیری نقشی نداشته باشند، احتمال شکل‌گیری احساس تعلق پایین می‌آید.

یک سازمان مردم‌نهاد برای جذب نسل جدید باید از خود بپرسد:

اگر پاسخ به این پرسش‌ها منفی باشد، مشکل صرفاً «بحران مخاطب» نیست؛ مشکل، بحران مشارکت واقعی است.

اعتماد؛ حلقه گمشده مشارکت

جوانان نیز مانند سایر اعضای جامعه، برای ورود و ماندن در یک سازمان نیازمند اعتمادند.

این اعتماد فقط به نیت خوب سازمان مربوط نمی‌شود.

شفافیت مالی، نحوه تصمیم‌گیری، عملکرد مدیران، گزارش نتایج و مشخص بودن مسیر هزینه‌کرد منابع، همگی در شکل‌گیری اعتماد نقش دارند.

پژوهش‌های جدید نیز ارتباط میان اعتماد نهادی و مشارکت در سازمان‌های داوطلبانه را مورد توجه قرار داده‌اند و نشان می‌دهند اعتماد می‌تواند در تقویت مشارکت داوطلبانه نقش داشته باشد.

در نتیجه، برای جذب نسل جدید، یک سازمان مردم‌نهاد باید بتواند به پرسش‌های ساده اما مهم پاسخ دهد:

چه می‌کنید؟

چطور تصمیم می‌گیرید؟

منابع کجا هزینه می‌شوند؟

و فعالیت شما چه نتیجه‌ای داشته است؟

سمن‌ها باید «دروازه ورود» داشته باشند

یکی از راه‌های اصلاح رابطه میان سمن‌ها و نسل جدید، ایجاد مسیرهای متنوع برای ورود به سازمان است.

لازم نیست همه‌چیز با «عضویت رسمی» شروع شود.

برای مثال، مسیر می‌تواند چنین باشد:

دنبال‌کننده → مشارکت‌کننده یک‌روزه → داوطلب پروژه‌ای → داوطلب مستمر → عضو سازمان

در چنین مدلی، فرد ابتدا فرصت پیدا می‌کند سازمان را بشناسد و تجربه مشارکت به دست آورد.

اگر تجربه مثبت باشد، احتمال شکل‌گیری رابطه بلندمدت بیشتر می‌شود.

این مدل همچنین با واقعیت زندگی امروز سازگارتر است؛ زیرا به افراد اجازه می‌دهد متناسب با زمان، علاقه و توانایی خود مشارکت کنند.

به جای «جوان‌پسند شدن»، مشارکت‌پذیر شویم

گاهی برای جذب جوانان، تمرکز سازمان‌ها روی تغییر ظاهر و زبان ارتباطی است: استفاده بیشتر از شبکه‌های اجتماعی، طراحی گرافیکی جدید یا تولید محتوای کوتاه.

این اقدامات مفیدند، اما کافی نیستند.

جوانان فقط محتوای جذاب نمی‌خواهند؛ آنها می‌خواهند نقش داشته باشند.

اگر ساختار تصمیم‌گیری بسته باشد، مسیر مشارکت دشوار باشد و نتیجه فعالیت‌ها مشخص نباشد، حتی بهترین صفحه اینستاگرام هم نمی‌تواند مشکل را حل کند.

آنچه باید تغییر کند، «تجربه مشارکت» است.

پنج راه برای نزدیک‌تر شدن سمن‌ها به نسل جدید

۱. عضویت را تنها مسیر مشارکت ندانیم

داوطلبی پروژه‌ای، همکاری تخصصی، فعالیت کوتاه‌مدت و حتی مشارکت آنلاین را به رسمیت بشناسیم.

۲. پروژه‌های کوچک و مشخص تعریف کنیم

به جای دعوت کلی به همکاری، دقیق بگوییم چه کاری، برای چه مدت و با چه نتیجه‌ای نیاز داریم.

۳. نتیجه فعالیت را گزارش کنیم

هر داوطلب باید بداند مشارکت او چه تغییری ایجاد کرده است.

۴. جوانان را وارد تصمیم‌گیری کنیم

جوان نباید فقط مجری ایده‌های مدیران باشد؛ باید بتواند ایده بدهد، تصمیم بگیرد و پروژه مدیریت کند.

۵. شبکه‌های اجتماعی را به ابزار مشارکت تبدیل کنیم

صفحه سمن نباید فقط ویترین فعالیت‌های انجام‌شده باشد؛ باید محلی برای گفت‌وگو، جذب داوطلب و شروع یک کنش اجتماعی باشد.

شاید وقت آن رسیده باشد تعریفمان از «عضو» را تغییر دهیم

نسل جدید لزوماً از جامعه مدنی فاصله نگرفته است؛ ممکن است فقط از الگوی قدیمی سازمان‌یافتگی فاصله گرفته باشد.

جوان امروز ممکن است نخواهد هر هفته در جلسه‌ای شرکت کند، اما حاضر باشد برای یک مسئله مشخص وقت بگذارد.

ممکن است نخواهد کارت عضویت داشته باشد، اما برای یک کمپین اجتماعی محتوا تولید کند.

ممکن است نخواهد وارد ساختار اداری یک سازمان شود، اما حاضر باشد یک پروژه را از صفر تا صد مدیریت کند.

اینها نشانه بی‌تفاوتی نیستند.

نشانه تغییر شکل مشارکت‌اند.

پژوهش‌های مربوط به «کنش پیوندی» نیز نشان می‌دهند که فناوری‌های دیجیتال امکان شکل‌گیری اشکال شخصی‌تر، انعطاف‌پذیرتر و شبکه‌ای‌تر کنش اجتماعی را فراهم کرده‌اند.

از این منظر، چالش اصلی پیش روی سمن‌ها این نیست که چگونه جوانان را به مدل قدیمی عضویت بازگردانند.

سؤال مهم‌تر این است:

چگونه می‌توان سازمان‌هایی ساخت که نسل جدید در آنها احساس کند دیده می‌شود، اثرگذار است و واقعاً سهمی در تغییر دارد؟

آینده جامعه مدنی احتمالاً به سازمان‌های بیشتری نیاز دارد؛ اما نه الزاماً سازمان‌هایی با ساختارهای بسته‌تر و اعضای رسمی بیشتر.

به سازمان‌هایی نیاز دارد که بازتر، شفاف‌تر، شبکه‌ای‌تر و مشارکت‌پذیرتر باشند.

شاید آینده سمن‌ها در این جمله خلاصه شود:

جوانان را فقط به عضویت دعوت نکنیم؛ به آنها امکان اثرگذاری بدهیم.