از لایک تا مشارکت؛ آیا فعالیت در شبکه‌های اجتماعی کنش مدنی محسوب می‌شود؟

بازدید: 28

 

این روزها ممکن است یک مسئله اجتماعی در چند ساعت هزاران بار دیده، لایک و بازنشر شود. یک هشتگ فراگیر شود، کاربران تجربه شخصی خود را منتشر کنند، صفحه‌ای برای یک مطالبه اجتماعی شکل بگیرد یا افراد در واکنش به یک اتفاق، تصویر و پیام مشترکی را در صفحات خود منتشر کنند.

اما یک سؤال مهم وجود دارد: آیا همه این فعالیت‌ها را می‌توان «کنش مدنی» دانست؟

اگر کسی یک پست درباره محیط زیست را لایک کند، آیا در یک فعالیت مدنی مشارکت کرده است؟ اگر همان پست را برای دوستانش بفرستد چطور؟ اگر درباره آن بنویسد، دیگران را به یک کار داوطلبانه دعوت کند یا برای یک مطالبه اجتماعی دادخواست امضا کند چه؟

پاسخ ساده‌ای وجود ندارد. پژوهش‌های دانشگاهی نشان می‌دهند که شبکه‌های اجتماعی می‌توانند مشارکت مدنی و سیاسی را تقویت کنند، اما هر فعالیتی در شبکه اجتماعی الزاماً به معنای مشارکت مدنی مؤثر نیست.

لایک؛ مشارکت یا فقط واکنش؟

یکی از دلایل دشواری پاسخ به این سؤال، گستردگی مفهوم «مشارکت» است.

مشارکت مدنی فقط حضور در یک تجمع، عضویت در یک سازمان مردم‌نهاد یا فعالیت داوطلبانه نیست. اطلاع‌رسانی درباره یک مسئله عمومی، گفت‌وگو درباره مسائل جامعه، ارتباط با دیگران، کمک به شکل‌گیری سرمایه اجتماعی و مشارکت در فرآیندهای جمعی نیز می‌توانند بخشی از طیف مشارکت مدنی باشند.

یک فراتحلیل دانشگاهی که ۲۲ مطالعه و ۱۱۶ رابطه آماری میان استفاده از شبکه‌های اجتماعی و مشارکت را بررسی کرده، نشان داده است که استفاده‌های اطلاعاتی، بیانی و ارتباطی از شبکه‌های اجتماعی با مشارکت مدنی، سرمایه اجتماعی و مشارکت سیاسی رابطه مثبت دارند. در مقابل، برای استفاده‌های صرفاً سرگرمی‌محور یا هویتی، شواهد بسیار ضعیف‌تر است.

بنابراین شاید مسئله اصلی این نباشد که «لایک کردن کنش مدنی هست یا نیست»، بلکه باید پرسید:

این لایک در چه زنجیره‌ای از رفتارها قرار گرفته است؟

اگر لایک تنها یک واکنش چندثانیه‌ای باشد و هیچ ارتباطی با رفتار بعدی فرد نداشته باشد، دشوار است آن را هم‌سنگ مشارکت داوطلبانه یا کنش جمعی دانست. اما اگر شبکه اجتماعی فرد را با یک مسئله آشنا کند، او را به گفت‌وگو بکشاند، باعث شود اطلاعات بیشتری کسب کند و در نهایت به امضا کردن یک دادخواست، داوطلب شدن، کمک کردن یا حضور در یک فعالیت جمعی منجر شود، داستان متفاوت است.

از «اسلکتیویسم» تا کنشگری دیجیتال

در ادبیات مربوط به فعالیت آنلاین، اصطلاح Slacktivism یا «اسلکتیویسم» برای توصیف نوعی فعالیت کم‌هزینه و کم‌تعهد در فضای آنلاین به کار رفته است؛ فعالیت‌هایی مانند لایک کردن، تغییر عکس پروفایل، امضای یک دادخواست آنلاین یا بازنشر یک پیام.

منتقدان این رفتارها معتقدند شبکه‌های اجتماعی ممکن است به افراد این احساس را بدهند که با یک کلیک، وظیفه مدنی خود را انجام داده‌اند؛ در حالی که هیچ تغییری در رفتار واقعی یا ساختار اجتماعی اتفاق نیفتاده است.

اما پژوهش‌های علمی تصویر پیچیده‌تری ارائه می‌کنند.

یک مرور پژوهشی درباره روان‌شناسی کنشگری آنلاین و جنبش‌های اجتماعی نشان می‌دهد شواهد درباره اینکه فعالیت آنلاین الزاماً فعالیت آفلاین را تضعیف می‌کند، قطعی نیست. در مقابل، بخش قابل توجهی از پژوهش‌ها نشان می‌دهند فعالیت‌های آنلاین و آفلاین اغلب با یکدیگر ارتباط مثبت دارند و شبکه‌های اجتماعی می‌توانند به بسیج افراد برای کنش‌های آفلاین کمک کنند.

به بیان ساده، شاید مشکل در خود «لایک» نباشد؛ مشکل زمانی ایجاد می‌شود که لایک پایان مسیر باشد، نه آغاز آن.

شبکه اجتماعی می‌تواند دروازه ورود به مشارکت باشد

تصور کنیم فردی تا امروز هیچ آشنایی با یک مسئله اجتماعی نداشته است. او یک پست اینستاگرامی درباره کودکان کار می‌بیند. پست را لایک می‌کند. چند روز بعد مطلب دیگری درباره همان موضوع می‌خواند. در یک صفحه تخصصی عضو می‌شود، درباره مسئله مطالعه می‌کند و در نهایت تصمیم می‌گیرد بخشی از وقت خود را به یک فعالیت داوطلبانه اختصاص دهد.

آیا می‌توان گفت اولین لایک او «کنش مدنی» بوده است؟

شاید دقیق‌تر باشد بگوییم لایک، بخشی از یک مسیر مشارکت بوده است.

این نکته به‌ویژه درباره نسل‌های جوان اهمیت دارد. یک فراتحلیل از ۱۰۶ مطالعه و ۹۶۵ ضریب آماری درباره رابطه رسانه‌های دیجیتال و مشارکت جوانان نشان داده است که استفاده سیاسی و مدنی از رسانه‌های دیجیتال با رفتارهایی مانند تماس با مسئولان، گفت‌وگو درباره سیاست، فعالیت داوطلبانه و اعتراض ارتباط دارد. همچنین رابطه قابل توجهی میان فعالیت‌های سیاسی آنلاین مانند عضویت در گروه‌ها و امضای دادخواست‌ها و فعالیت‌های سیاسی آفلاین مشاهده شده است.

این یافته‌ها ادعای ساده «فعالیت آنلاین = بی‌عملی» را زیر سؤال می‌برد.

اما هرچه در اینستاگرام می‌بینیم مشارکت مدنی نیست

در طرف مقابل، نباید از این یافته‌ها به این نتیجه رسید که هر نوع فعالیت در شبکه‌های اجتماعی، خودبه‌خود مشارکت مدنی محسوب می‌شود.

نوع استفاده اهمیت زیادی دارد.

تماشای یک ویدئوی سرگرمی، دنبال کردن یک اینفلوئنسر یا انتشار محتوای شخصی، لزوماً کنش مدنی نیست. حتی یک محتوای اجتماعی نیز زمانی اهمیت بیشتری پیدا می‌کند که فرد درگیر فرآیند اطلاع‌یابی، گفت‌وگو، ارتباط، سازمان‌دهی یا اقدام شود.

مطالعات انجام‌شده روی مشارکت مدنی نیز نشان می‌دهند رابطه میان شبکه‌های اجتماعی و مشارکت، یک رابطه ساده و یک‌طرفه نیست. یک فراتحلیل درباره استفاده از شبکه‌های اجتماعی و مشارکت، در مجموع رابطه‌ای مثبت پیدا کرده، اما همزمان تأکید کرده است که مسئله علیت پیچیده است؛ یعنی همیشه نمی‌توان گفت شبکه اجتماعی باعث مشارکت شده است. گاهی افرادی که از قبل مشارکت‌جو هستند، بیشتر به سراغ استفاده سیاسی و مدنی از شبکه‌های اجتماعی می‌روند.

این نکته مهمی است:
ممکن است شبکه اجتماعی شهروند فعال را فعال‌تر کند، نه اینکه لزوماً از یک کاربر منفعل، شهروند مشارکت‌جو بسازد.

مشارکت دیجیتال چه زمانی معنادارتر می‌شود؟

برای سنجش اینکه یک فعالیت آنلاین تا چه اندازه به کنش مدنی نزدیک است، می‌توان چند سؤال ساده پرسید:

۱. آیا فرد فقط دیده یا درگیر شده است؟

دیدن یک محتوا پایین‌ترین سطح درگیری است. اما خواندن، جست‌وجوی اطلاعات، پرسیدن سؤال و گفت‌وگو، سطح مشارکت را افزایش می‌دهد.

۲. آیا فعالیت فرد بر دیگران اثر گذاشته است؟

بازنشر یک محتوای معتبر می‌تواند اطلاعات یک مسئله اجتماعی را به شبکه‌ای از افراد منتقل کند. در اینجا کاربر دیگر فقط دریافت‌کننده نیست؛ به بخشی از شبکه انتشار اطلاعات تبدیل شده است.

۳. آیا فعالیت آنلاین به ارتباط و سازمان‌دهی منجر شده است؟

گروه‌ها و کانال‌های آنلاین می‌توانند افراد پراکنده را حول یک مسئله مشترک به هم متصل کنند. پژوهش‌ها نیز بر نقش شبکه‌های اجتماعی در ساخت جامعه، شکل‌دهی هنجارها و ایجاد واقعیت‌های مشترک تأکید کرده‌اند.

۴. آیا کنش آنلاین به رفتار دیگری منجر شده است؟

این شاید مهم‌ترین سؤال باشد.

اگر یک کمپین آنلاین فرد را به مطالعه بیشتر، گفت‌وگو، کمک مالی، داوطلبی، امضای یک دادخواست، ارتباط با نهاد مسئول یا مشارکت در یک فعالیت اجتماعی سوق دهد، فاصله میان «فعالیت آنلاین» و «کنش مدنی» بسیار کمتر می‌شود.

الگوریتم‌ها؛ فرصت یا مانع؟

یک عامل دیگر را هم نباید فراموش کرد: الگوریتم‌ها.

شبکه‌های اجتماعی صرفاً ابزارهای خنثی برای انتقال پیام نیستند. آنچه کاربران می‌بینند، به‌شدت تحت تأثیر سازوکارهای انتخاب و پیشنهاد محتوا قرار دارد.

پژوهش‌های جدید درباره رابطه الگوریتم‌های شبکه‌های اجتماعی و مشارکت مدنی نشان می‌دهند که این پلتفرم‌ها می‌توانند فرصت‌های مشارکت را ساده‌تر و در دسترس‌تر کنند، اما برای ایجاد تغییر اجتماعی پایدار، کنش‌های آنلاین باید بتوانند به مشارکت مدنی گسترده‌تر، از جمله مشارکت آفلاین، متصل شوند.

در نتیجه، شبکه اجتماعی هم می‌تواند پل مشارکت باشد و هم اتاق پژواک؛ فضایی که در آن افراد فقط با کسانی مواجه می‌شوند که شبیه خودشان فکر می‌کنند.

تلگرام و اینستاگرام؛ دو شکل متفاوت از مشارکت

در ایران، بخش مهمی از تجربه مشارکت دیجیتال در پلتفرم‌هایی مانند اینستاگرام و تلگرام اتفاق می‌افتد. این دو پلتفرم، هرچند هر دو در فضای ارتباطات اجتماعی قرار می‌گیرند، ظرفیت‌های متفاوتی برای مشارکت دارند.

اینستاگرام بیش از هر چیز بر دیده‌شدن، روایت‌گری، تصویر، ویدئو و انتشار سریع پیام تکیه دارد. به همین دلیل می‌تواند برای آگاهی‌رسانی، روایت تجربه‌های شخصی، جلب توجه عمومی و ایجاد حساسیت نسبت به مسائل اجتماعی مؤثر باشد.

تلگرام، در مقابل، به دلیل ساختار کانال‌ها و گروه‌ها می‌تواند برای تداوم ارتباط، انتشار اطلاعات، شکل‌دهی شبکه‌های موضوعی و هماهنگی میان افراد ظرفیت بیشتری داشته باشد.

البته این تفاوت به معنای برتری ذاتی یکی بر دیگری نیست. اثربخشی هر پلتفرم به نوع مسئله، مخاطب، ساختار شبکه و نحوه استفاده از آن بستگی دارد.

از لایک تا مشارکت؛ یک طیف وجود دارد

شاید بهتر باشد مشارکت دیجیتال را نه یک «بله یا خیر»، بلکه یک طیف ببینیم:

دیدن → لایک کردن → بازنشر → اظهارنظر → گفت‌وگو → پیگیری اطلاعات → پیوستن به یک شبکه → دعوت دیگران → داوطلبی → مشارکت در کنش جمعی

این مراحل الزاماً همیشه پشت سر هم اتفاق نمی‌افتند و هر لایک نیز قرار نیست به داوطلبی منجر شود. اما این نگاه کمک می‌کند از دو برداشت افراطی فاصله بگیریم:

یک برداشت می‌گوید: «لایک هیچ ارزشی ندارد.»

برداشت دیگر می‌گوید: «هر لایک یک کنش مدنی است.»

واقعیت احتمالاً جایی میان این دو قرار دارد.

پژوهش‌های مربوط به رابطه شبکه‌های اجتماعی و مشارکت شهروندی نیز همین پیچیدگی را نشان می‌دهند: استفاده از شبکه‌های اجتماعی به‌طور کلی با مشارکت ارتباط مثبت دارد، اما شدت و نوع این رابطه به نوع استفاده، زمینه اجتماعی و سیاسی و ویژگی‌های کاربران وابسته است.

کنش مدنی امروز فقط «حضور در خیابان» نیست

یکی از تغییرات مهم عصر دیجیتال این است که مرز میان فضای آنلاین و آفلاین دیگر آنقدر روشن نیست.

یک شهروند ممکن است ابتدا درباره یک مسئله در شبکه اجتماعی آگاه شود، بعد درباره آن با دوستانش صحبت کند، در یک گروه تخصصی عضو شود، در یک کمپین مشارکت کند و سپس در یک فعالیت حضوری داوطلب شود.

در چنین شرایطی، پرسیدن اینکه «این فعالیت آنلاین است یا واقعی؟» چندان مفید نیست.

سؤال مهم‌تر این است:

این فعالیت چه اثری بر آگاهی، ارتباط، سازمان‌یابی و رفتار جمعی دارد؟

مطالعات مربوط به کنشگری آنلاین نیز نشان می‌دهند که فعالیت‌های دیجیتال و آفلاین در بسیاری از موارد درهم‌تنیده‌اند و شبکه‌های اجتماعی می‌توانند به بسیج افراد برای کنش‌های جمعی کمک کنند.

آیا باید لایک را جدی گرفت؟

بله؛ اما نه به‌عنوان مقصد نهایی.

لایک به‌تنهایی احتمالاً نمی‌تواند معادل داوطلبی، مشارکت سازمان‌یافته یا کنش جمعی باشد. اما نادیده گرفتن آن نیز اشتباه است.

در فضای دیجیتال، حتی یک واکنش ساده می‌تواند به الگویی بزرگ‌تر از دیده‌شدن، گفت‌وگو و انتشار یک مسئله کمک کند. مسئله اصلی این است که آیا این توجه به ارتباط و اقدام تبدیل می‌شود یا نه.

در نهایت، شاید سؤال درست این نباشد که:

«آیا لایک کردن کنش مدنی است؟»

بلکه بهتر است بپرسیم:

«چگونه می‌توان لایک را به نقطه شروع مشارکت تبدیل کرد؟»

برای جامعه مدنی، پاسخ به این سؤال اهمیت زیادی دارد. یک سازمان مردم‌نهاد یا یک گروه اجتماعی اگر صرفاً به تعداد دنبال‌کنندگان، بازدیدها و لایک‌ها نگاه کند، ممکن است تصویری بزرگ‌تر از میزان مشارکت واقعی مخاطبان خود داشته باشد.

اما اگر شبکه اجتماعی را به‌عنوان دروازه‌ای برای آگاهی، گفت‌وگو، شبکه‌سازی، اعتمادسازی و اقدام جمعی ببینیم، آن‌گاه ارزش واقعی آن آشکارتر می‌شود.

شاید «لایک» خودش مشارکت کامل نباشد؛
اما می‌تواند اولین قدم مشارکت باشد.

و تفاوت میان این دو، همان فاصله‌ای است که باید از «مخاطب» تا «شهروند مشارکت‌جو» طی شود.