نویسنده : مطهره واعظیپور
صابر و محمود حالا به جای اینکه در خرابهها چنباتمه زده باشند و دنبال مواد بگردند، با قامتی ایستاده پای گلهایی ایستادهاند که باور دارند زندگیشان را تغییر داده است. حالا به جای پایپ، سیخ و مواد، بیلچه و آبپاش برای رسیدگی به گلدانهای «کمپین نهال مهر» در دستشان است.
صابر که بعد از هشت سال مصرف مواد مخدر، با 53 روز پاکی وارد این حرفه شده میخواهد با پرورش گلها امید را در دل کارتنخوابها زنده نگه دارد.
محمود بعد از 23 سال مصرف حالا با 60 روز پاکی بهترین باغبان گلها شده و با وسواس خاصی از تک تکشان مراقبت میکند.
«کمپین نهال مهر» عنوان طرحی است که جمعیت طلوع بینشانها راهاندازی کرده است؛ کمپینی که در آن تعداد زیادی گل و نهال با دستان زنان و مردان بهبودیافته پرورش پیدا میکند و به فروش میرسد.

تاریخ مشخصی از زمان شروع فعالیت خیریه ها وجود ندارد اما، مولفه مشترک تمام امور خیر این است که هدف کسب سود نیست. مراکز خیریه ای این روزها در کوچه و پس کوچه های شهر بهصورت قارچ گونه رشد می کنند که هر کدام بهانه حضورشان، مرهم درد دیگری بودن است .اما زیرپوست شهر مملو از نیازمندانی است که کاسه “چه کنم” دست گرفته اند.خیریه ها از دیرباز جایگاه مهمی در باورهای دینی و سنتی ایرانیها داشته اما در سال های اخیر، برخی کج روی ها سبب شده تا فعالیت خیریه های مردمی کمتر به چشم آید. این درشرایطی است که اگر برخی ها به اسم خیریه، به منافع خود می اندیشیند اما هستند مراکزی که در قالب خیریه و بدون هیچ سر و صدایی، به کمک نیازمندان می روند و کارهای ماندگاری نیز میکنند. این سالها، در برخی معابر و خیابان های شهر، تابلوهای خیریه ها را شاهدیم که از طرق مختلف به کمک به همنوعان خود فکر می کنند.

نویسنده: فاطمه رمضانیان
«خانم... آقا... به کمکهای نقدی برای کودکان بیسرپرست علاقهمند هستید؟... مهم نیست چقدر، هرچه مد نظر خودتان هست کمک کنید و قبض دریافت کنید... بله، می توانید به موسسه ما مراجعه کنید و بچه ها را از نزدیک ببینید». این عبارت ها ممکن است برایتان آشنا باشد. در کوچه و خیابان، جلوی در منزلتان و حتی در محل کار ممکن است شخصی به شما مراجعه کرده و چیزی شبیه همین عبارتها را تحویلتان داده باشد. البته که شما نیز ممکن است مبلغی کمک کرده باشید. پنجهزار تومان، 10 هزار تومان یا بیشتر و کمتر. می گویید به جایی بر نمی خورد و شاید دل کودکی شاد شود. اما افراد زیادی مانند شما هر روز مبالغی را به این موسسات کمک می کنند؛ بی آنکه از صحت آن مطمئن باشند. موسسات مردم نهاد بسیاری وجود دارند که در راستای کاهش آسیب های اجتماعی تلاش می کنند، اما تلاش بیوقفه آنها و احسان مردم، برخی سودجویان را ترغیب میکند چیزی شبیه به آن را بازسازی کنند و به بهانه کمک، پول به جیب بزنند. آن ها می گویند که زیر نظر بهزیستی فعالیت می کنند و تشویقتان می کنند که برای اطمینان بیایید از موسسه ما کد بگیرید. اما نمیگویند که این کد شما را به کجا وصل می کند؟ آیا کد ارتباط شما با سازمان بهزیستی است یا از این کدهایی که هر موسسه ای می تواند داشته باشد؟ بازاریاب های این موسسات وقتی به سراغتان می آیند، بلبل زبان هستند اما دو تا سوال که ازشان بپرسید، به تته پته می افتند و دايم می گویند که ما نمی دانیم، با موسسه تماس بگیرید، با مسئول موسسه صحبت کنید و همه چیز را به مسئولی پاس میدهند که مطمئنا ميداند چگونه شما و سوالهایتان را بپیچاند و شب به شب پولهایی را که بازاریاب ها جمع آوری کردهاند، به حسابش سرازیر کند.