
بسیاری از این زنان فاقد مهارت و توانمندی لازم برای اداره زندگی و معیشت خود و خانوادهشان هستند و این موضوع یعنی آنها بیش از پیش آسیبپذیر خواهند بود و جامعه را با مشکلات بیشتر روبهرو میکند
طبق آمار سال 85، زنانی که همسر خود را به دلیل فوت از دست دادهاند، حدود 6.5 درصد بودند ودر سال 95 به 7.3 درصد رسیدند. زنانی هم که به واسطه طلاق، سرپرست خانوار شدند از 0.9 درصد سال 85 به 2.2 درصد در سال ٩٥رسیدهاند.
توانمندسازی زنان در اقتصاد ایران یکی از مباحث نه چندان قدیمی است. بحثی که در سالهای طولانی جدی گرفته نشد و در سالهای اخیر، کم کم اقدامات عملی را به خود دیده است. هر چند دیر، اما این اقدام ضروری نتوانسته شرایط را تغییر دهد و آمارها حکایت از رشد زنان سرپرست خانوار دارد. ادعایی که با آمارها خودنمایی میکند و ضرورت کارهای جدی تر و همه جانبه از سوی دولت، سازمانهای مردم نهاد و حتی بخشهای مختلف تجاری کشور (در قالب مسئولیتهای اجتماعی شرکتها) را تأکید میکند.














صحبت از آسيبهاي اجتماعي كه ميشود، برخي معتقدند كه اگر دولت تنها وظيفه نظارت را برعهده داشته باشد، ميتواند اين آسيبها را به سمت و سوي بهتري هدايت كند. حمايت از زنان آسيبديده يا كودكان كار، تفاوتي ندارد. زماني كه بخش غيردولتي به عنوان متولي اصلي وارد كار ميشود، نتيجه سريعتر به دست ميآيد. به همين خاطر است كه بايد انجمنها و نهادهاي غيردولتي حامي زنان نخستين پناه اين زنان آسيبديده باشند. آنطور كه معاون امور اجتماعي بهزيستي استان تهران نيز اعلام كرده است، حمايت از زنان آسيب ديده و ويژه حالا به سمتي رفته است كه پاي مراكز غيردولتي و غيراقامتي نيز به اين حوزه باز شده است. طرحي كه احمد خاكي از آن ياد كرده است، براي حمايت و پشتيباني از اين زنان است.