از خیرخواهی تا مشارکت اجتماعی؛ چرا جامعه فقط به خیر نیاز ندارد؟

 

وقتی از مسئولیت اجتماعی حرف می‌زنیم، یکی از اولین تصویرهایی که به ذهن می‌آید «کمک کردن» است؛ فردی که برای تأمین هزینه درمان بیماری قدم پیش می‌گذارد، هزینه تحصیل کودکی را می‌پردازد، برای خانواده‌ای بسته معیشتی تهیه می‌کند یا بخشی از درآمد خود را به یک مؤسسه خیریه می‌بخشد.

این تصویر، هم انسانی است و هم ضروری. در جامعه‌ای که افراد در موقعیت‌های دشوار اقتصادی و اجتماعی قرار می‌گیرند، کمک‌های داوطلبانه می‌توانند در لحظه‌ای حساس بخشی از یک بحران را برطرف کنند. مسئله از جایی آغاز می‌شود که «کمک کردن» به تنها شکل قابل تصور از مسئولیت اجتماعی تبدیل شود؛ یعنی جامعه‌ای داشته باشیم که در آن عده‌ای همواره کمک می‌کنند و عده‌ای همواره دریافت‌کننده کمک باقی می‌مانند.

علوم اجتماعی برای ساختن جامعه‌ای توانمندتر، مفهوم دیگری را در کنار خیرخواهی قرار می‌دهد: مشارکت اجتماعی.

مشارکت یعنی شهروند فقط تأمین‌کننده پول یا دریافت‌کننده خدمت نباشد؛ بلکه در شناخت مسئله، تصمیم‌گیری، طراحی راه‌حل، اجرای آن و حتی ارزیابی نتیجه سهم داشته باشد. پژوهش‌های حوزه مشارکت اجتماعی نشان می‌دهد که چنین فرایندی می‌تواند علاوه بر حل یک مسئله مشخص، به ایجاد ارتباطات اجتماعی، افزایش احساس توانمندی و تقویت ظرفیت جمعی جامعه منجر شود.

به همین دلیل پرسش مهم این نیست که «آیا جامعه به خیّر نیاز دارد؟» پاسخ روشن است: بله. پرسش مهم‌تر این است که آیا خیرخواهی به‌تنهایی برای ساختن یک جامعه توانمند کافی است؟

پژوهش‌های چند دهه اخیر پاسخ محتاطانه اما روشنی دارند: خیر.

کمک کردن مسئله را تخفیف می‌دهد؛ مشارکت می‌تواند توان حل مسئله ایجاد کند

فرض کنیم در محله‌ای خانواده‌هایی وجود دارند که توان خرید لوازم‌التحریر فرزندان خود را ندارند. یک اقدام خیرخواهانه می‌تواند جمع‌آوری پول و توزیع بسته‌های لوازم‌التحریر باشد. این اقدام یک نیاز واقعی را پاسخ می‌دهد و ارزش آن را نمی‌توان نادیده گرفت.

اما مشارکت اجتماعی یک پرسش دیگر مطرح می‌کند: چرا این کودکان با چنین محدودیتی روبه‌رو شده‌اند و خود خانواده‌ها، معلمان، مدیران مدارس، فعالان محلی، کسب‌وکارهای منطقه و سازمان‌های مدنی چگونه می‌توانند در پیدا کردن راه‌حلی پایدار نقش داشته باشند؟

در مدل دوم، فرد نیازمند صرفاً «موضوع کمک» نیست؛ بخشی از فرایند شناخت و حل مسئله است.

تفاوت این دو نگاه، تفاوت میان ارائه یک خدمت به جامعه و حل یک مسئله با جامعه است.

مطالعات مربوط به توانمندسازی اجتماعات نیز بر همین عنصر تأکید دارند: اینکه افراد بتوانند بر تصمیم‌ها و اقداماتی که زندگی آنها را تحت تأثیر قرار می‌دهد کنترل و اثرگذاری بیشتری داشته باشند. پژوهش‌های دانشگاهی نشان داده‌اند مشارکت جمعی، در شرایط مناسب، می‌تواند احساس تعلق، ارتباطات اجتماعی، خودکارآمدی و توان اثرگذاری افراد بر محیط پیرامونشان را افزایش دهد. البته این مطالعات هم‌زمان هشدار می‌دهند که مشارکت صوری یا بدون انتقال واقعی قدرت تصمیم‌گیری الزاماً چنین نتایجی ایجاد نمی‌کند.

سرمایه اجتماعی؛ چیزی که با چک بانکی به‌تنهایی ساخته نمی‌شود

رابرت پاتنام، دانشمند علوم سیاسی و از مهم‌ترین نظریه‌پردازان مفهوم «سرمایه اجتماعی»، در پژوهش‌های خود بر اهمیت شبکه‌های اجتماعی، اعتماد و هنجارهای همکاری تأکید کرده است. از این منظر، جامعه فقط مجموعه‌ای از افراد نیست؛ شبکه‌ای از روابط است که توان همکاری میان اعضای آن می‌تواند به یک سرمایه تبدیل شود.

پاتنام در مقاله مشهور «Bowling Alone» کاهش مشارکت در انجمن‌ها و فعالیت‌های مدنی را در ارتباط با فرسایش سرمایه اجتماعی بررسی کرد. مسئله اصلی در این نگاه این است که جامعه‌ای که افراد آن کمتر با یکدیگر همکاری می‌کنند، کمتر عضو انجمن‌ها می‌شوند و کمتر در حل مسائل مشترک حضور دارند، بخشی از ظرفیت خود برای اقدام جمعی را نیز از دست می‌دهد.

اینجاست که تفاوت «خیّر بودن» و «مشارکت کردن» روشن‌تر می‌شود.

فرد ممکن است هر ماه مبلغ قابل توجهی به یک سازمان خیریه بپردازد، اما هیچ ارتباطی با جامعه پیرامون خود نداشته باشد؛ در هیچ انجمن محلی عضو نباشد، در هیچ تصمیم جمعی مشارکت نکند، تجربه یا تخصص خود را در اختیار یک سازمان مدنی قرار ندهد و حتی درباره مسئله‌ای که برای حل آن پول می‌پردازد گفت‌وگویی با افراد درگیر آن نداشته باشد.

در چنین شرایطی کمک مالی اتفاق افتاده است، اما الزاماً شبکه اجتماعی، اعتماد متقابل یا ظرفیت همکاری تازه‌ای شکل نگرفته است.

مشارکت، برعکس، افراد را وارد رابطه می‌کند؛ و سرمایه اجتماعی دقیقاً در همین رابطه‌ها ساخته می‌شود.

جامعه مدنی به «عضو» نیاز دارد، نه فقط «حامی مالی»

سازمان‌های مردم‌نهاد نیز اگر تمام رابطه خود با جامعه را به جمع‌آوری کمک مالی محدود کنند، ممکن است به‌تدریج شهروند را به «اهداکننده» تقلیل دهند.

اما یک سازمان مدنی قوی فقط حساب بانکی پرتری ندارد؛ پایگاه اجتماعی گسترده‌تری دارد.

شهروندان می‌توانند در یک سمن نقش‌های بسیار متفاوتی داشته باشند: پژوهش کنند، آموزش دهند، داوطلب شوند، مسئله‌ای را گزارش کنند، در طراحی پروژه حضور داشته باشند، شبکه‌های حرفه‌ای خود را به کار بگیرند، درباره سیاست‌های عمومی گفت‌وگو کنند، تجربه زیسته خود را در اختیار دیگران قرار دهند یا در ارزیابی عملکرد سازمان مشارکت کنند.

پژوهشی درباره مشارکت داوطلبان محلی در یک پروژه اجتماع‌محور در نیوزیلند نشان داد که حضور واقعی داوطلبان در طراحی، اجرا و اداره پروژه با افزایش مهارت‌های فردی، شناخت بهتر جامعه و تقویت احساس هدف و تعهد اجتماعی همراه بود؛ پژوهشگران همچنین مشارکت جامعه در حکمرانی پروژه را عاملی مهم برای تداوم آن دانستند.

به بیان ساده‌تر، اگر سمن فقط بگوید «به ما پول بدهید تا کاری انجام دهیم»، بخشی از ظرفیت جامعه را نادیده گرفته است. سؤال کامل‌تر این است: «چگونه می‌توانیم این کار را با یکدیگر انجام دهیم؟»

از نردبان مشارکت بالا برویم

شری آرنستاین، پژوهشگر حوزه سیاست‌گذاری و برنامه‌ریزی شهری، در سال ۱۹۶۹ مقاله‌ای منتشر کرد که بعدها به یکی از متون کلاسیک مطالعات مشارکت تبدیل شد: «نردبان مشارکت شهروندی».

در این الگو، همه چیزهایی که با عنوان مشارکت معرفی می‌شوند واقعاً مشارکت نیستند. در سطوح پایین‌تر، ممکن است شهروندان فقط اطلاعات دریافت کنند یا از آنها نظرخواهی شود، بدون اینکه نظرشان اثر واقعی بر تصمیم نهایی داشته باشد. در سطوح بالاتر، شهروندان به شریک تصمیم‌گیری تبدیل می‌شوند و سهم واقعی‌تری از قدرت پیدا می‌کنند.

این تمایز برای سازمان‌های مدنی نیز مهم است.

دعوت از مردم برای پرداخت ۱۰۰ هزار تومان مشارکت است؟ در معنای گسترده، بله؛ اما سطح محدودی از مشارکت.

پرسیدن نظر آنها چطور؟ یک قدم جلوتر.

دادن امکان انتخاب میان چند پروژه؟ باز هم یک قدم جلوتر.

وارد کردن نمایندگان جامعه هدف به فرایند طراحی برنامه، تصمیم‌گیری درباره بودجه، اجرا و ارزیابی نتایج؟ اینجا مشارکت به معنای عمیق‌تری نزدیک می‌شود.

بنابراین مسئله فقط «تعداد مشارکت‌کنندگان» نیست؛ کیفیت مشارکت نیز اهمیت دارد.

وقتی جامعه خودش بخشی از راه‌حل می‌شود

پژوهش‌های الینور اوستروم، برنده نوبل اقتصاد و استاد دانشگاه ایندیانا، یکی از مهم‌ترین چالش‌ها در نگاه سنتی به مسائل اجتماعی را زیر سؤال برد.

در بسیاری از نظریه‌های قدیمی فرض می‌شد منابع مشترک یا باید توسط دولت مدیریت شوند یا به مالکیت خصوصی درآیند، زیرا افراد نمی‌توانند برای مدیریت آنها با یکدیگر همکاری پایدار داشته باشند.

اوستروم با مطالعه نمونه‌های مختلف نشان داد که اجتماعات، تحت شرایط نهادی مناسب، قادرند قواعدی برای همکاری طراحی کنند، بر رفتار یکدیگر نظارت داشته باشند و منابع مشترک را به‌طور جمعی اداره کنند. کتاب Governing the Commons او به یکی از آثار پایه‌ای مطالعات کنش جمعی و حکمرانی منابع مشترک تبدیل شد.

پیام این پژوهش برای جامعه مدنی بسیار فراتر از مدیریت آب، جنگل یا مرتع است: مردم صرفاً دریافت‌کننده راه‌حل نیستند؛ خودشان می‌توانند تولیدکننده راه‌حل باشند.

البته مشارکت خودبه‌خود اتفاق نمی‌افتد. همکاری جمعی به اعتماد، قواعد روشن، دسترسی به اطلاعات، امکان نظارت و احساس اثرگذاری نیاز دارد. اما وقتی چنین زیرساختی فراهم شود، جامعه از مجموعه‌ای از افراد منفرد به یک کنشگر جمعی تبدیل می‌شود.

چرا اتکای بیش از اندازه به «خیّر بزرگ» می‌تواند مسئله‌ساز باشد؟

بحث درباره محدودیت‌های خیرخواهی به معنای نفی خیرخواهی نیست.

راب رایش، استاد علوم سیاسی دانشگاه استنفورد و پژوهشگر حوزه فلسفه و سیاست‌گذاری امور خیریه، در کتاب Just Giving پرسشی مهم مطرح می‌کند: وقتی منابع مالی خصوصی قرار است مسائل عمومی را حل کنند، چه کسی درباره اولویت‌ها تصمیم می‌گیرد؟

یک خیّر می‌تواند تصمیم بگیرد بودجه بزرگی را صرف آموزش، سلامت، محیط زیست یا حوزه دیگری کند؛ اما این تصمیم لزوماً حاصل یک فرایند عمومی و مشارکتی نیست. رایش به همین دلیل میان ارزش کمک‌های خیرخواهانه و مسئله «قدرت» در امور خیریه تمایز قائل می‌شود و معتقد است نیکوکاری بزرگ، اگر بدون سازوکارهای پاسخ‌گویی و مشارکت عمومی باشد، می‌تواند پرسش‌هایی جدی برای عدالت و دموکراسی ایجاد کند.

این استدلال را می‌توان در سطح کوچک‌تر نیز دید.

اگر یک سازمان همیشه منتظر یک حامی ثروتمند باشد، سرنوشت برنامه‌هایش ممکن است بیش از اندازه به تصمیم چند فرد وابسته شود. اما سازمانی که هزاران عضو، داوطلب، متخصص و گروه محلی در آن نقش دارند، منبع دیگری نیز در اختیار دارد: سرمایه اجتماعی.

منبعی که فقط پول نیست؛ دانش، رابطه، اعتماد، تجربه و قدرت بسیج اجتماعی هم هست.

خیریه یا مشارکت؟ انتخاب اشتباهی میان دو گزینه

از این بحث نباید به دوگانه‌ای ساده رسید: «کمک مالی بد است، مشارکت خوب است.»

در بسیاری از موقعیت‌ها، کمک مالی فوری حیاتی است. خانواده‌ای که همین امروز هزینه دارو ندارد، نمی‌تواند منتظر شکل‌گیری یک شبکه مشارکت محلی بماند. کودکی که از تحصیل بازمانده یا فردی که پس از یک حادثه طبیعی خانه خود را از دست داده، ممکن است به حمایت فوری نیاز داشته باشد.

جامعه به خیرخواهی نیاز دارد.

اما خیرخواهی زمانی مؤثرتر و پایدارتر می‌شود که در دل یک ساختار مشارکتی قرار گیرد؛ ساختاری که در آن کمک مالی فقط یکی از ابزارهای کنش اجتماعی باشد، نه تمام آن.

یک مرور نظام‌مند منتشرشده در PLOS ONE درباره مشارکت اجتماعات نشان داده است که نتایج مشارکت را نمی‌توان صرفاً با خروجی نهایی یک پروژه سنجید؛ پیامدهایی مانند توانمندسازی، توسعه ظرفیت اجتماع، ایجاد ارتباط و تغییر در فرایندهای تصمیم‌گیری نیز بخشی از اثر مشارکت‌اند.

یعنی گاهی مهم‌ترین دستاورد یک پروژه اجتماعی فقط مدرسه‌ای که ساخته شده، بسته‌ای که توزیع شده یا خدمتی که ارائه شده نیست؛ بلکه جامعه‌ای است که پس از پایان پروژه توان بیشتری برای حل مسئله بعدی خود پیدا کرده است.

مشارکت واقعی یعنی شنیدن کسانی که مسئله را زندگی کرده‌اند

یکی از خطرهای رایج در فعالیت‌های اجتماعی این است که متخصصان، مدیران یا خیران درباره نیازهای دیگران تصمیم بگیرند، بدون اینکه خود افراد درگیر مسئله حضور مؤثری در تصمیم‌گیری داشته باشند.

در رویکردهای جدید توانمندسازی اجتماعی، «دانش حاصل از تجربه زیسته» اهمیت ویژه‌ای دارد. کسی که سال‌ها با معلولیت، فقر، اعتیاد، بیماری خاص، تبعیض، آلودگی محیطی یا محرومیت آموزشی زندگی کرده، دانشی درباره مسئله دارد که الزاماً در گزارش‌های رسمی و دانشگاهی قابل مشاهده نیست.

مطالعات جدید در حوزه توانمندسازی اجتماعات تأکید می‌کنند که ارزش‌گذاری به این دانش و فراهم کردن امکان حضور برابر مردم در کنار متخصصان و نهادها می‌تواند کیفیت تصمیم‌گیری و احساس اثرگذاری را افزایش دهد.

پس شاید یکی از ساده‌ترین شاخص‌های سنجش مشارکت این باشد: درباره مردم تصمیم می‌گیریم یا با مردم؟

از فرهنگ «یکی باید کمک کند» به فرهنگ «ما چه می‌توانیم بکنیم؟»

جامعه‌ای که تنها بر خیرخواهی تکیه دارد، ممکن است ناخواسته شهروندان را به دو گروه تقسیم کند: کمک‌کنندگان و کمک‌گیرندگان.

اما جامعه مشارکتی نقش‌های بیشتری ایجاد می‌کند.

فردی ممکن است امروز دریافت‌کننده یک حمایت باشد و فردا در همان سازمان داوطلب شود. یک مادر می‌تواند تجربه خود را به طراحی بهتر یک برنامه آموزشی تبدیل کند. یک دانشجو می‌تواند به جای پرداخت پول، زمان و تخصص خود را ارائه دهد. یک کسب‌وکار می‌تواند علاوه بر حمایت مالی، شبکه توزیع یا دانش فنی خود را در اختیار یک پروژه اجتماعی بگذارد. یک گروه محلی نیز می‌تواند خودش مسئله را شناسایی و برای حل آن سازماندهی شود.

در چنین مدلی، مرز میان «خدمت‌دهنده» و «خدمت‌گیرنده» کمتر می‌شود و مفهوم شهروند فعال اهمیت بیشتری پیدا می‌کند.

این همان نقطه‌ای است که فعالیت اجتماعی از «انجام کار خیر برای دیگران» به «ساختن جامعه با یکدیگر» تغییر می‌کند.

جامعه‌ای که فقط خیّر دارد، ممکن است همچنان جامعه‌ای ضعیف باشد

می‌توان جامعه‌ای را تصور کرد که در آن میلیون‌ها تومان کمک خیرخواهانه جمع‌آوری می‌شود، اما مردم به یکدیگر اعتماد ندارند، انجمن‌های محلی ضعیف‌اند، تعداد کمی از شهروندان در سازمان‌های مدنی عضو هستند و افراد احساس می‌کنند نقشی در تصمیم‌هایی که بر زندگی‌شان اثر می‌گذارد ندارند.

از منظر نظریه سرمایه اجتماعی، چنین جامعه‌ای الزاماً جامعه‌ای قدرتمند نیست.

در سوی دیگر، ممکن است جامعه‌ای منابع مالی محدودتری داشته باشد، اما مردم آن بتوانند برای مسائل مشترک دور هم جمع شوند، گروه تشکیل دهند، اطلاعات به اشتراک بگذارند، تصمیم بگیرند و اقدام کنند.

توانایی دوم چیزی است که با پول به‌تنهایی خریداری نمی‌شود.

به همین دلیل، شاید مهم‌ترین مأموریت سازمان‌های مردم‌نهاد فقط این نباشد که برای حل مسائل اجتماعی منابع بیشتری جمع‌آوری کنند؛ آنها باید فرصت بیشتری برای کنشگری مردم ایجاد کنند.

مقصد نهایی؛ از «کمک به جامعه» تا «جامعه مشارکت‌کننده»

یک جامعه سالم همچنان به خیران نیاز خواهد داشت. همان‌طور که به داوطلب، پژوهشگر، معلم، کنشگر محلی، متخصص، سازمان مردم‌نهاد و شهروند مسئول نیاز دارد.

مسئله، حذف خیرخواهی نیست؛ گسترش تعریف مسئولیت اجتماعی است.

مسئولیت اجتماعی از جایی عمیق‌تر می‌شود که شهروند به جای پرسیدن «چقدر باید کمک کنم؟» پرسش‌های دیگری هم مطرح کند:

مسئله اصلی چیست؟ چه کسانی بیشتر از همه آن را تجربه می‌کنند؟ آنها درباره راه‌حل چه می‌گویند؟ من چه مهارت، زمان، ارتباط یا تجربه‌ای دارم؟ چگونه می‌توانیم یک مسئله را به‌صورت جمعی حل کنیم؟ و چگونه می‌توانیم کاری کنیم که جامعه پس از حل این مسئله، برای مواجهه با مسئله بعدی توانمندتر باشد؟

کمک کردن می‌تواند زندگی یک انسان را در یک لحظه تغییر دهد.

اما مشارکت کردن، در بهترین شکل خود، می‌تواند توان تغییر را در خود جامعه ایجاد کند.

و شاید تفاوت اصلی یک جامعه خیرخواه با یک جامعه مدنی قدرتمند نیز همین باشد: اولی برای حل مشکلاتش منتظر کسانی است که کمک کنند؛ دومی یاد می‌گیرد چگونه با مشارکت اعضایش، برای مسائل مشترک راه‌حل بسازد.

 

منابع علمی و دانشگاهی

  1. Putnam, R. D. (1995). Bowling Alone: America’s Declining Social Capital. Journal of Democracy, 6(1), 65–78.

  2. Ostrom, E. (1990). Governing the Commons: The Evolution of Institutions for Collective Action. Cambridge University Press.

  3. Arnstein, S. R. (1969). A Ladder of Citizen Participation. Journal of the American Institute of Planners, 35(4), 216–224.

  4. Haldane, V., Chuah, F. L. H., Srivastava, A., et al. (2019). Community participation in health services development, implementation, and evaluation: A systematic review of empowerment, health, community, and process outcomes. PLOS ONE, 14(5), e0216112.

  5. Popay, J., et al. (2021). Power, control, communities and health inequalities I: theories, concepts and analytical frameworks. Health Promotion International, 36(5), 1253–1263.

  6. Andajani-Sutjahjo, S., et al. (2018). Engaging community volunteers in participatory action research in Tāmaki community of Auckland, New Zealand. Health Promotion International, 33(2), 219–228.

  7. Reich, R. (2018). Just Giving: Why Philanthropy Is Failing Democracy and How It Can Do Better. Princeton University Press.

ارزش های ما

شورای سازمان های جامعه مدنی رمز بقاء، قدرت یابی و نفوذ خود (و البته همه سازمان های مدنی) را در پایبندی به اصول و ارزش هایی می داند که بر مبنای آن ایجاد شده است. لذا پذیرش و رعایت اصول و ارزش ها شرط حضور و مشارکت در شورا محسوب می شود.  ... ادامه مطلب

تماس با ما

 تلفن : 88834162 داخلی 230
 تلفکس : 86072599
  ایمیل شورا :این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
  ایمیل دبیرکل : این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
 آدرس دبیرخانه: خیابان مطهری؛ خیابان سلیمان خاطر (امیراتابک) کوچه درفش پلاک۸
  آدرس کانل تلگرام ما : https://t.me/haajm

خبر نامه

با ارسال ایمیل خود در خبر نامه عضو شوید

 ایمیل رسمی شورا :  این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید