
انسان اساسا موجودی اجتماعی و مدنی بالطبع است. نمیتواند تنها باشد و به تنهایی امورات خود را بگذراند. ازاینرو در قلمرو نظر با تقسیم خود به «من» و «دیگری» و در قلمرو عمل با تقسیم کار و تقسیم زمان به قبل و بعد و تقسیم جامعه به سنتی و مدرن مفهومی با نام مدنیت میسازد. درواقع مدنیت با تقسیم «من» با دیگری آغاز و در پیوست با دیگران به «ما»ی اجتماعی تبدیل میشود. به بیان دیگر مدنیت شرح تلاشهای انسان برای برهمزدن وضعیت بدوی یا طبیعی خویش و همچنین توضیح پیریزی و ساخت جامعه بر مبنای انباشت توان و نیروهای مادی و معنوی انسان است. در جوامع متمدن هرچند نیرو و استعدادهای مادی و معنوی انسانهایی که در ساخت جامعه مؤثر بودهاند متفاوت و نابرابر باشند اما از حیث حق مداخله و مشارکت در امور جامعه باید دارای حقوق برابر باشند. تفاوتهای موجود در ساخت و مدیریت جامعه (تمدن) سبب شکلگیری دو نوع مفهوم مدنی متمایز از یکدیگر در قالب مدنیت سیاسی و مدنیت اجتماعی شده است. هریک از این دو مفهوم برای تسهیل ارتباط و خدمترسانی به انسانهای اجتماعی، نهادهای مربوط و مخصوص به خود را پدید آوردهاند و انواع روابط فردی و گروهی و اجتماعی را در متن و بطن جامعه در این نهادها ساماندهی و مدیریت میکنند. بهلحاظ تقسیم زمانی، مدنیت مترادف با تمدن و شهرنشینی است.

نویسنده: علی نجفی توانا*