
بحرانهای ملی، چه اقتصادی، چه اجتماعی و چه زیستمحیطی، واقعیتهای تلخی هستند که جوامع مختلف را در مقاطع گوناگون تاریخ به چالش میکشند. در میان این طوفانها، سازمانهای مردمنهاد همچون چراغهایی در تاریکی عمل میکنند؛ نهادهایی که از دل جامعه برخاسته و با اتکا به نیروی داوطلبانه و مشارکت مردمی، نقشی حیاتی در مدیریت، کاهش و عبور از بحرانها ایفا میکنند. این نوشته، حاصل سالها تجربه زیسته در میدان عمل و مشاهده نزدیک عملکرد این سازمانها در شرایط بحرانی است.







